جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
793
تحفة الملوك ( فارسى )
احتلام ننمودهاند و در اوقات حيض و نفاس نه نماز و نه قضاى آن از آنها نخواستهاند . و از اين مقوله مسامحات در حدود شرعيّه و تكاليف آنها بسيار است ؛ چونكه كمّيت و كيفيت تكاليف به قدر كمّيت و كيفيت و مرتبهء عقل مكلف است و زنان را به جهت عقلدارى و عبادتگزارى خلق نفرمودهاند . پس بايد كه مرد در كيفيت حدود اسلاميه با زن تعمق و تدقيق ننمايد ، بلكه همينقدر باشد كه اخلال به كمّيات و به ظواهر شريعتى كه بر آنها قرارداد شده است ننمايند ؛ مثلا تدقيق در امر قرائت و ساير آداب نماز و عبادات ايشان و بهجا آوردن نوافل و مشغول شدن به ادعيه و تعقيبات و تهجد در شب و امثال اينها نكند ، بلكه به عوض اينها شيوه و طريقهء ايشان را بيدار بودن در شب و مشغول بودن به حضانت و شير دادن به طفل و نظر و تدبير نمودن در امور خانه و رضاجويى و خدمتگزارى مردان داند و در امثال اين امور با آنها تدقيق و تعمق بنمايد . و اين طريقه با اينكه بر اكثريّت مخفى است از عمدهء طرايق زندارى است . و همچنين بايد كه مرد صاحب غيرت و باهيبت باشد و خود را در نظر زن مهيب و غيور قرار دهد و مجالست و محادثت بسيار را به طورى كه موجب سقوط هيبت و جلال و غيرت او باشد با زن ننمايد كه علاوه بر آنكه مورث ضعيف شدن عقل مرد است زن به سبب ضعف عقل و بر طرف شدن هيبت و جلال مرد در نزد او از اطاعت نمودن مرد بيرون برود و مطيع مطاع و مرد ، زن و زن ، مرد و امر اينكس مختل و فاسد و عيب و عار و مذمت و دمار و فضايح و شنايع بسيار حادث مىگردد و خاصيت زندارى بر طرف مىشود . و از اينجا است كه در حديث وارد شده است كه غيرت از ايمان است « 1 » و مردى كه غيرت ندارد منكوس القلب است « 2 » و مردى كه از جانب اهل و عيال و مماليك او منكر و خلاف معروفى سر بزند و به غيرت و هيبت در نيايد و بر آنها انكار و عتاب ننمايد ، پس مىفرستد خداوند به سوى او مرغى كه اسم آن قفندر است ، و مىنشيند بر در خانهء او ، بعد از آن مهلت مىدهد او را چهل روز ، بعد از آن
--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 281 ، رقم 1342 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 5 ، ص 536 ، باب الغيرة ، ح 2 .